انفجار "بمب" پيمان معادي در جشنواره فيلم فجر
پیمان معادی در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با فیلم "بمب" در عرصه حاضر شد و توانست نظر اهالی رسانه را به خود جلب کند.

بمب يك عاشقانه، در قالب ژانر دفاع مقدس كه تا به امروز حداقل كمتر ديده شده است راوي روزهاي سخت با دیدی متفاوت در حال و هوای موشک باران تهران در سال 1366 مي باشد. فيلمي به كارگرداني پيمان معادي روز دوم جشنواره فيلم فجر اكران شد و نظر اهالي رسانه را به خود جذب كرد.

کارگردان: پیمان معادی

بازیگران:

لیلا حاتمی

پیمان معادی

حبیب رضایی

سیامک انصاری

سیامک صفری
موسیقی: النی کاریندرو

فیلم‌برداری: محمود کلاری

تدوین: بهرام دهقانی

دهه شصتی ها با دیدن بمب به یاد آن روزها خواهند افتاد؛ زندگی که در بیم مرگ می گذرد، اما عشق و دلدادگی، هراس و بیم مرگ را به فراموشی می سپارد. بمب های دلخراش و خشن تبدیل به روزنه امید می شود تا مردمی که هراسان شب ها را در پناهگاهای متفاوتی می گذرانند روزگارشان با گره خوردن به دلدادگی های خاص، بد نگذرد.

پیمان معادی در دومین فیلم خود به خوبی توانسته با مخاطبش ارتباط برقرار کند، خنده های ناخودآگاهی که در میان ترس بر لب مخاطب می نشیند و بعد از مدت کوتاهی اتفاقی غم انگیر چشم های مخاطب را غمبار می کند، تداعی به تصویر کشیدن مناسب آن روزهای تهران دارد.

مدارس دهه شصت در این فیلم به گونه ای به مخاطب نشان داده شده که اغلب دهه شصتی ها به عنوان یک نوستالژیک فوق العاده به آن نگاه خواهند کرد؛ اتفاقاتی که گویی همین امروز پشت سر گذاشته ایم و فاصله به واقعیت آن روزها ندارد. نکته های ریزی که در دل مدارس آن زمان به تصویر کشیده شده نشان دهند قدرت فیلمنامه نویس دارد که به خوبی تواسنت نظر اهالی رسانه را به خود جلب کند.

هر چند نباید این را فراموش کرد که بمب، با کندی مواجه است و در هر حال به دور از ذهن نیست که در اکران عمومی مخاطبان نیز کندی فیلم را یکی از نقاط ضعف قلمداد کنند؛ هر چند خود پیمان معادی نیز به کندی فیلم اعتراف می کند و این موضوع را خاصیت فیلم هایش می داند.

او در نشست خبری گفت: من در فیلم به دنبال یک نوع شاعرانگی بودم و این جنس فیلم را دوست دارم اما باید بگویم من فیلم‌های خوب بسیار کمی دیده‌ام که زمان آنها 80 دقیقه باشد. فیلم‌های خوب معمولا زمانی بین 120 و حتی 140 دقیقه زمان می‌برند. فکر می‌کنم ما به زمان بیشتر از 80 دقیقه فیلم‌ها عادت نکرده‌ایم.

نقش برجسته دو کودک درون فیلم مخصوصا پسربچه ای که یکی از نقش های اصلی را بازی می کند در نوع خود بی نظیر است؛ عشق و دلدادگی که این پسر در پناه گاه بدست می آورد نظرش به جنگ و بمب را به طور کل تغییر می کند. جنگ را دوست دارم؛ بمب را دوست دارم. کلماتی که برای دیدن عشق پسربچه در فیلم گفته می شود خنده های مخاطب را از آن خود می کند.

یادداشت از سعید پیرزاده